×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۱۵ شهریور - ۱۴۰۵  
true
true
آیا خود آگاهی جنسی، خشونت پنهان را آشکار می‌کند؟/بررسی ارتباط تیپ شخصیتی D با سندرم حاد کرونری؛ راهی برای تقویت پیشگیری از بیماری‌های قلبی/آمادگی بیمارستان‌های گیلان در برابر تهدیدات بیولوژیک/آموزش و آمادگی پیش از زایمان، نقش مهمی در ارتقای سلامت جسمی و روانی مادران دارد

 


رشت-خبرنگارلیجار:سمانه عادلی راجیری

دکتر سید علی علوی در نشست نتایج طرح های پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان اظهارکرد: تمام پژوهش ها باید در حوزه کاربردی ، عملی و در زندگی روزمره کاربرد داشته باشند.

آیا خود آگاهی جنسی، خشونت پنهان را آشکار می‌کند؟/ یافته‌ای تازه از یک پژوهش ایرانی

دکتر زهرا بستانی خالصی متخصص سلامت باروری در نشست نتایج طرح های پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در تشریح این خبر اظهار کرد: نتایج یک پژوهش جدید که در دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شده، نشان می‌دهد زنانی که از خودآگاهی جنسی بالاتری برخوردارند، بیشتر از دیگران خشونت‌های جنسی را گزارش می‌دهند؛ یافته‌ای که می‌تواند مسیر تازه‌ای در سیاست‌گذاری‌های پیشگیرانه باز کند.

وی افزود:در این مطالعه که روی زنان متأهل در شهر رشت انجام شد، مشخص گردید زنانی که نسبت به حقوق، خواسته‌ها و احساسات جنسی خود آگاه‌تر هستند، تجارب خشونت را با دقت بیشتری تشخیص داده و بیان می‌کنند. به عبارت دیگر، آنچه در نگاه نخست ممکن است افزایش آمار خشونت به نظر برسد، در واقع می‌تواند نشانه‌ای از افزایش توانمندی زنان در شناسایی و افشای رفتارهای ناخواسته تلقی شود.

این متخصص سلامت باروری خاطرنشان کرد:از سوی دیگر، این پژوهش سابقه‌ی سوءرفتار جنسی در دوران کودکی را به‌عنوان یکی از جدی‌ترین عوامل زمینه‌ساز معرفی کرده و همچنین بر نقش متغیرهایی مانند سیگار کشیدن همسر و سن پایین در نخستین رابطه‌ی جنسی، به‌عنوان عواملی که می‌توانند احتمال بروز این پدیده را افزایش دهند، اشاره دارد.

وی یادآورشد:نکته‌ی تأمل‌برانگیز این که، برخلاف تصور رایج که گمان می‌کند خودآگاهیِ بیشتر، به‌طور مستقیم از خشونت پیشگیری می‌کند، این پژوهش نشان می‌دهد که خودآگاهیِ بالا، قدرت روایتگری زنان را تقویت کرده و به آنها کمک می‌کند تا از سکوت خارج شوند.

دکتر بستانی تصریح کرد:به گفته‌ی محققان این طرح، یافته‌ها بار دیگر بر ضرورت سرمایه‌گذاری بر برنامه‌های مهارت‌محور و آموزشی در حوزه‌ی خودآگاهی جنسی برای زنان تأکید دارد و پیشنهاد می‌شود که نظام سلامت، این آموزش‌ها را به‌عنوان یک راهبرد مؤثر در کاهش آسیب‌های اجتماعی در دستور کار قرار دهد.

بررسی ارتباط تیپ شخصیتی D با سندرم حاد کرونری؛ راهی برای تقویت پیشگیری از بیماری‌های قلبی

دکتر محمدتقی مقدم‌نیا متخصص سلامت در حوادث و بلایا نیز در این نشست با تأکید بر ضرورت کاربردی بودن پژوهش‌های دانشگاهی، اظهار کرد: پایان‌نامه زمانی ارزشمند است که بتواند منتشر شود و در حل مسائل جامعه نقش ایفا کند.

وی افزود:انتشار دانش و ترجمان آن به زبانی قابل فهم برای جامعه، اقدامی ارزشمند است؛ زیرا برای تولید هر پژوهش، زمان، هزینه و انرژی فراوانی صرف می‌شود و شایسته است نتایج آن در خدمت جامعه و نظام سلامت قرار گیرد.

مقدم‌نیا خاطرنشان کرد: همواره تلاش کرده‌ام دانشجویان را به انتخاب موضوعاتی هدایت کنم که بتواند بخشی از مشکلات جامعه را برطرف کند، اگر حتی یک پایان‌نامه بتواند گرهی از مسائل مردم یا نظام سلامت باز کند، همان پژوهش ارزشمند خواهد بود.

پژوهش‌های دانشگاهی باید در خدمت حل مسائل جامعه باشند

این پژوهشگر حوزه سلامت با بیان اینکه موضوع پایان‌نامه ارائه‌شده می‌تواند به ارتقای برنامه‌های پیشگیری کمک کند، گفت: در این مطالعه، ارتباط تیپ شخصیتی D با سندرم حاد کرونری مورد بررسی قرار گرفت.

وی با اشاره به اهمیت بیماری‌های قلبی و عروقی اظهار کرد: بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، حدود ۴۳.۵ درصد مرگ‌ومیرها در ایران ناشی از بیماری‌های عروق کرونر است و در برخی گزارش‌ها این میزان به حدود ۵۰ درصد نیز می‌رسد ، از این رو، بیماری‌های قلبی و عروقی مهم‌ترین چالش نظام سلامت کشور محسوب می‌شوند؛ زیرا علاوه بر مرگ‌ومیر، بار بیماری بسیار سنگینی نیز ایجاد می‌کنند.

مقدم‌نیا توضیح داد: بار بیماری تنها به مرگ محدود نمی‌شود، بلکه شامل بستری‌های مکرر، نارسایی قلبی، مراجعات متعدد بیماران به مراکز درمانی و افزایش قابل توجه هزینه‌های درمان است.

وی افزود: تاکنون بیشتر مطالعات بر عوامل خطر قابل تعدیل و غیرقابل تعدیل متمرکز بوده‌اند ، عوامل قابل تعدیل شامل افزایش چربی خون، کلسترول بالا، کم‌تحرکی، مصرف سیگار و موارد مشابه است و عوامل غیرقابل تعدیل نیز سن، جنس و سابقه خانوادگی را در بر می‌گیرد؛ اما نقش تیپ شخصیتی در بروز بیماری‌های قلبی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

تیپ شخصیتی D؛ عاملی کمتر شناخته‌شده در بیماری‌های قلبی

این متخصص سلامت در حوادث و بلایا درباره تیپ شخصیتی D خاطرنشان کرد: این تیپ شخصیتی نخستین بار در سال ۱۹۹۵ توسط «دنولت» معرفی شد و ابزار سنجش آن شامل ۱۴ سؤال است که هفت سؤال مربوط به «بازداری اجتماعی» و هفت سؤال دیگر مربوط به «عواطف منفی» است.

وی ادامه داد: افرادی که دارای تیپ شخصیتی D هستند، معمولاً به سبک زندگی خود توجه کافی ندارند، بازداری اجتماعی موجب انزوای اجتماعی می‌شود و همین مسئله سبب می‌شود فرد نسبت به رژیم غذایی، فعالیت بدنی و حتی توصیه‌های درمانی پزشکان و پرستاران بی‌توجه باشد، به همین دلیل این ویژگی شخصیتی به صورت غیرمستقیم عوامل خطر بیماری‌های قلبی را تشدید می‌کند.

مقدم‌نیا با اشاره به بعد دوم این تیپ شخصیتی اظهار کرد: عواطف منفی نیز زمینه بروز مشکلات روحی و روانی را فراهم می‌کند و از طریق افزایش ترشح برخی واسطه‌های شیمیایی مانند نوراپی‌نفرین، موجب افزایش فشار خون و اسپاسم عروق کرونر می‌شود.

وی در ادامه به سایر تیپ‌های شخصیتی نیز اشاره کرد و گفت: تیپ شخصیتی A معمولاً افرادی کمال‌گرا، رقابت‌جو و علاقه‌مند به پیشتاز بودن هستند و مطالعات پیشین نیز این تیپ را از عوامل خطر بیماری‌های قلبی معرفی کرده‌اند ، در مقابل، افراد دارای تیپ شخصیتی B آرام‌تر هستند و نسبت به محرک‌های محیطی واکنش کمتری نشان می‌دهند ، همچنین افراد دارای تیپ شخصیتی C معمولاً بسیار مهربان و نوع‌دوست هستند، اما حساسیت بیش از حد آنان نسبت به مشکلات دیگران می‌تواند زمینه بروز برخی بیماری‌ها از جمله سرطان را افزایش دهد.

ارتباط معنادار تیپ شخصیتی D با سندرم حاد کرونری

وی درباره روش اجرای پژوهش گفت: این مطالعه به صورت مورد ـ شاهدی انجام شد ، گروه مورد را بیماران مبتلا به سندرم حاد کرونری تشکیل دادند و گروه کنترل نیز از میان بیمارانی انتخاب شدند که برای مشکلات چشم‌پزشکی به مرکز آموزشی درمانی امیرالمومنین مراجعه کرده بودند و سابقه بیماری قلبی نداشتند ، ابزار جمع‌آوری اطلاعات نیز همان پرسشنامه ۱۴ سؤالی تیپ شخصیتی D بود.

مقدم‌نیا با بیان اینکه نتایج مطالعه از نظر آماری بسیار ارزشمند بود، اظهار کرد: یافته‌های پژوهش نشان داد بیمارانی که بر اساس تشخیص متخصصان قلب، یافته‌های بالینی، نوار قلب و آزمایش آنزیم‌های قلبی دچار سکته قلبی یا سندرم حاد کرونری شده بودند، به طور معناداری بیشتر دارای تیپ شخصیتی D بودند و این ارتباط با سطح معنی‌داری بسیار بالا به دست آمد.

وی افزود: بررسی جزئی‌تر نتایج نشان داد که مؤلفه «بازداری اجتماعی» ارتباط معنادارتری با بیماری‌های قلبی نسبت به «عواطف منفی» دارد؛ به عبارتی، انزوای اجتماعی و بی‌توجهی به رفتارهای سلامت، بیش از سایر ابعاد این تیپ شخصیتی در بروز بیماری‌های قلبی نقش دارد.

این پژوهشگر ادامه داد: در گروه دارای تیپ شخصیتی D، شیوع دیابت، سابقه خانوادگی مثبت بیماری قلبی و همچنین سطح بالاتر کلسترول نیز بیشتر مشاهده شد که این یافته‌ها نشان می‌دهد سبک زندگی نامناسب و بی‌توجهی به توصیه‌های سلامت می‌تواند زمینه بروز بیماری‌های قلبی را تشدید کند.

شناسایی افراد پرخطر؛ گامی مهم در پیشگیری اولیه

وی در جمع‌بندی نتایج پژوهش خاطرنشان کرد: اگرچه بسیاری از متخصصان روان‌شناسی معتقدند تغییر تیپ شخصیتی به آسانی امکان‌پذیر نیست و تنها با برخی مداخلات رفتاری می‌توان تا حدودی آن را اصلاح کرد، اما در نظام سلامت مهم‌ترین اقدام، شناسایی افراد دارای تیپ شخصیتی D است.

مقدم‌نیا تصریح کرد: زمانی که چنین افرادی شناسایی شوند، باید کنترل عوامل خطر دیگر در آنان با حساسیت بیشتری دنبال شود. اگر این افراد مبتلا به دیابت، فشار خون، چربی خون بالا یا مصرف‌کننده سیگار باشند، لازم است برنامه‌های پیشگیری و اصلاح سبک زندگی با جدیت بیشتری برای آنان اجرا شود.

وی افزود: اگرچه امکان تغییر مستقیم تیپ شخصیتی وجود ندارد، اما می‌توان با اصلاح سبک زندگی، کنترل عوامل خطر و اجرای برنامه‌های آموزشی، احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش داد.

این متخصص سلامت در حوادث و بلایا با اشاره به توصیه‌های انجمن قلب آمریکا گفت: بر اساس این دستورالعمل‌ها، افراد باید حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی سبک در هفته، معادل پنج جلسه ۳۰ دقیقه‌ای پیاده‌روی، داشته باشند؛ فعالیتی که در شرایط مناسب آب‌وهوایی انجام شود و ضربان قلب را به حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ ضربه در دقیقه برساند.

وی در پایان تأکید کرد: شناسایی افراد دارای تیپ شخصیتی D می‌تواند به نظام سلامت کمک کند تا تمرکز بیشتری بر پیشگیری اولیه و اصلاح سبک زندگی این گروه داشته باشد و از این طریق، از بروز بسیاری از بیماری‌های قلبی و عوارض ناشی از آن پیشگیری شود.

دکتر مجید پورشیخیان: آمادگی بیمارستان‌های گیلان در برابر تهدیدات بیولوژیک

دکتر مجید پورشیخیان متخصص سلامت در حوادث و بلایا نیز در این نشست درباره ارائه نتایج یک پژوهش درباره میزان آمادگی بیمارستان‌های استان گیلان در مواجهه با تهدیدات بیولوژیک، گفت: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که با وجود تجربه همه‌گیری کووید-۱۹، میانگین آمادگی بیمارستان‌های استان از میانگین کشوری بالاتر است اما برنامه‌ریزی و ارتقای همه ابعاد آمادگی بیمارستان‌ها برای مقابله با بحران‌های بیولوژیک امری ضروری است.

مجید پورشیخیان دانشیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان در نشست بررسی پایان‌نامه‌های پژوهشی با اشاره به اهمیت موضوع این پژوهش اظهار کرد: با توجه به شرایط کشور و وقوع مکرر انواع حوادث طبیعی و انسان‌ساخت، عنوان «بررسی میزان آمادگی بیمارستان‌های استان گیلان در مواجهه با تهدیدات بیولوژیک» برای این پایان‌نامه انتخاب شد.

تجربه کووید-۱۹ اهمیت آمادگی در برابر تهدیدات بیولوژیک را آشکار کرد

وی با بیان اینکه تجربه جهانی کووید-۱۹ اهمیت این موضوع را برای همه ملموس کرده است، گفت: در سال‌های اخیر شاهد انتشار جهانی بیماری کووید-۱۹ بودیم و همین تجربه نشان داد که چرا باید نظام سلامت برای مواجهه با تهدیدات و حوادث بیولوژیک آمادگی کافی داشته باشد.

پورشیخیان افزود: البته این نخستین همه‌گیری جهانی نبود ، در سال ۱۹۱۸ جهان با آنفلوانزای اسپانیایی مواجه شد که حدود ۵۰۰ میلیون نفر را مبتلا کرد و نزدیک به ۲۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادند، دقیقاً یک قرن بعد نیز همه‌گیری کووید-۱۹ رخ داد که بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت حدود ۵۰ میلیون نفر در جهان به این بیماری مبتلا شدند، بیش از پنج میلیون نفر طبق آمار رسمی جان باختند و برآوردهای غیررسمی تعداد قربانیان را حدود ۱۵ میلیون نفر اعلام کرده‌اند.

وی ادامه داد: این تجربه نشان می‌دهد که احتمال وقوع مجدد چنین همه‌گیری‌هایی وجود دارد و کشورها باید آمادگی لازم را برای مقابله با این تهدیدات داشته باشند تا بتوانند پیامدهای انسانی، اجتماعی و اقتصادی آن را کاهش دهند.

بیماری‌های بیولوژیک سرعت انتشار و مرگ‌ومیر بالایی دارند

این دانشیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان با اشاره به ویژگی‌های حوادث و بیماری‌های بیولوژیک گفت: رخدادهای بیولوژیک می‌توانند بسیار متنوع باشند و بسته به نوع عامل بیماری‌زا، رویکردهای درمانی نیز متفاوت خواهد بود، اما یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این بیماری‌ها، سرعت بالای انتقال، میزان قابل توجه مرگ‌ومیر و ایجاد ترس و وحشت در جامعه است.

وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، بیمارستان‌ها نخستین مراکز پاسخ‌دهنده نظام سلامت هستند و مردم انتظار دارند این مراکز بتوانند در برابر همه‌گیری‌ها و تهدیدات بیولوژیک پاسخ مناسب و مؤثری ارائه دهند، بنابراین، آمادگی بیمارستان‌ها یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که باید مورد توجه نظام سلامت قرار گیرد.

پورشیخیان با اشاره به مرور مطالعات انجام‌شده در این حوزه اظهار کرد: پژوهش‌های متعددی در استان تهران، استان مرکزی، اصفهان، مازندران، آذربایجان غربی و همچنین کشورهای بلژیک، ریاض و هلند بررسی شد.

وی گفت: نتایج این مطالعات نیز نشان می‌دهد که وضعیت آمادگی بیمارستان‌ها چندان مطلوب نیست، در یکی از مطالعات تنها ۲۵ درصد آمادگی گزارش شده، در مطالعه‌ای دیگر این رقم ۲۶ درصد بوده و حتی در یکی از پژوهش‌ها اعلام شده است که هیچ بیمارستانی ظرفیت لازم برای مقابله با حوادث CBRN را نداشته است ، در یکی دیگر از مطالعات، ۱۲ بیمارستان در سطح ضعیف، ۱۳ بیمارستان در سطح متوسط و تنها یک بیمارستان در سطح خوب ارزیابی شده‌اندو به این دلیل ضرورت افزایش آمادگی بیمارستان‌ها در سراسر جهان احساس می‌شود.

تمام بیمارستان‌های گیلان در این پژوهش بررسی شدند

وی درباره روش اجرای پژوهش گفت: این مطالعه به صورت سرشماری انجام شد و تمامی بیمارستان‌های استان گیلان شامل بیمارستان‌های دانشگاهی، خصوصی، تأمین اجتماعی و نیروی انتظامی در آن مورد بررسی قرار گرفتند.

پورشیخیان افزود: ابزار مورد استفاده، چک‌لیست اختصاصی ارزیابی آمادگی بیمارستان‌ها در برابر تهدیدات بیولوژیک بود ، بر اساس این ابزار، امتیاز صفر تا ۹۸ نشان‌دهنده آمادگی ضعیف، امتیاز ۹۹ تا ۱۹۶ بیانگر آمادگی متوسط و امتیاز ۱۹۷ تا ۲۹۴ نشان‌دهنده آمادگی خوب است.

وی ادامه داد: این چک‌لیست شامل ۱۴۷ سؤال در قالب هشت بُعد اصلی و ۲۰ زیرشاخص بود که موضوعاتی مانند ساختار مدیریتی، برنامه‌ریزی، ساماندهی، مدیریت بیماران، تشخیص و درمان، مدیریت منابع، آموزش، ایمنی، امنیت، مدیریت اطلاعات، ارتباطات و نظام مراقبت را ارزیابی می‌کرد.

میانگین آمادگی بیمارستان‌های گیلان بالاتر از میانگین کشوری است

وی گفت: مهم‌ترین یافته این پژوهش آن است که میانگین نمره کلی آمادگی بیمارستان‌های استان گیلان بالاتر از میانگین کشوری است.

وی تأکید کرد: این نتایج نشان می‌دهد که با وجود تجربه یک بحران گسترده با پیامدهای فراوان اقتصادی، اجتماعی و درمانی، لازم است برای مواجهه با تهدیدات بیولوژیک در بیمارستان‌های استان جهت ارائه خدمات به مردم ، ارتقا داشته باشیم.

بیمارستان‌های خصوصی و جنرال وضعیت مناسبی دارند

پورشیخیان با اشاره به مقایسه بیمارستان‌ها گفت: نتایج نشان داد بیمارستان‌های غیردولتی که عمدتاً بیمارستان‌های خصوصی مستقر در رشت هستند، آمادگی بیشتری دارند.

وی افزود: همچنین بیمارستان‌های جنرال که خدمات تخصصی متنوع ارائه می‌کنند، نسبت به بیمارستان‌های تک‌تخصصی وضعیت بهتری از نظر آمادگی داشتند، اما این تفاوت نیز از نظر آماری معنادار نبود.

ضرورت ارتقای همه ابعاد آمادگی بیمارستان‌ها

پورشیخیان در جمع‌بندی این پژوهش گفت: در مجموع آمادگی همه بیمارستان‌های استان نیازمند ارتقا است.

این پژوهشگر تأکید کرد: انتظار می‌رود مدیران نظام سلامت در سطح کشور و استان با برنامه‌ریزی دقیق، همه ابعاد آمادگی بیمارستان‌ها را تقویت کنند تا در صورت وقوع بحران‌های بیولوژیک، امکان ارائه پاسخ مؤثرتر، کاهش مرگ‌ومیر، کاهش پیامدهای اجتماعی و اقتصادی و مدیریت بهتر شرایط فراهم شود.

وی در پایان با تأکید بر لزوم اقدامات عملی در این حوزه گفت: ارتقای آمادگی بیمارستان‌ها برای مقابله با تهدیدات بیولوژیک ضرورتی انکارناپذیر است و باید اقدامات لازم برای بهبود وضعیت موجود در تمامی ابعاد مدیریتی، آموزشی، درمانی و پشتیبانی انجام شود.

شرکت در کلاس‌های آمادگی دوران بارداری، راهکاری برای کاهش نگرانی‌های مادران باردار

دکتر پروانه رضا سلطانی: آموزش و آمادگی پیش از زایمان، نقش مهمی در ارتقای سلامت جسمی و روانی مادران دارد

دکتر پروانه رضا سلطانی متخصص سلامت باروری نیز در این نشست با تشریح نتایج یک مطالعه پژوهشی درباره تأثیر شرکت در کلاس‌های آمادگی دوران بارداری و زایمان بر کاهش نگرانی‌های مادران باردار، گفت: این کلاس‌ها با افزایش آگاهی، ایجاد آمادگی روانی و شناخت بهتر فرآیند بارداری، می‌تواند نگرانی‌های مادران در زمینه زایمان، سلامت نوزاد، تغییرات بدن، احساسات و روابط خانوادگی را کاهش دهد و تجربه مطلوب‌تری از دوران بارداری برای مادر رقم بزند.

وی در نشست ارائه پیام‌های پژوهشی و ترجمان دانشش اظهار کرد: تلاش شده است نتایج دو پایان‌نامه پژوهشی در قالب پیام پژوهشی و ترجمان دانش، به زبان ساده و قابل استفاده برای جامعه ارائه شود تا یافته‌های علمی بتواند ارتباط مؤثرتری با مردم و نظام سلامت برقرار کند.

نگرانی‌های دوران بارداری؛ یک مسئله مهم سلامت مادر

دکتر سلطانی با اشاره به نخستین مطالعه انجام‌شده در این زمینه اظهار کرد: این پژوهش در قالب پایان‌نامه دانشجویان کارشناسی ارشد مامایی انجام شده و عنوان آن «شرکت در کلاس‌های آمادگی دوران بارداری و زایمان؛ راهکاری برای کاهش نگرانی‌های مرتبط با بارداری، نتایج یک مطالعه مقایسه‌ای در زنان باردار» است که نتایج آن در سال ۲۰۲۴ در ژورنال Journal of Holistic Nursing and Midwifery
منتشر شده است.

وی افزود: برای پرداختن به این موضوع باید ابتدا بدانیم چرا نگرانی‌های مرتبط با بارداری اهمیت دارد، زنان باردار در این دوره با تغییرات جسمی و روانی مختلفی مواجه می‌شوند و دغدغه‌های ذهنی خاصی دارند که نیازمند همراهی، پاسخگویی و ارائه راهکارهای مناسب برای تعدیل این نگرانی‌هاست.

دکتر سلطانی ادامه داد: نگرانی دوران بارداری صرفاً یک دغدغه ذهنی فردی نیست، بلکه بر تجربه زیستی مادر، آمادگی برای زایمان، احساس امنیت، آرامش، روابط خانوادگی و سلامت روان مادر تأثیرگذار است و به همین دلیل در این مطالعه به عنوان یک مسئله بالینی و قابل مداخله مورد بررسی قرار گرفت.

وی خاطرنشان کرد: مادران باردار نگرانی‌هایی درباره تغییرات هیجانی، روابط خانوادگی، تغذیه و تأثیر آن بر سلامت جنین، تغییرات بدن، افزایش وزن، تصویر ذهنی از بدن، درد زایمان، نحوه مراقبت از نوزاد و سایر موضوعات مرتبط با دوران بارداری دارند.

دکتر سلطانی تصریح کرد: این نگرانی‌ها در صورت شدت یافتن می‌تواند پیامدهایی مانند زایمان زودرس، تولد نوزاد با وزن کم، ترس از زایمان، تجربه درد شدید هنگام زایمان، افسردگی پس از زایمان و سایر مشکلات را به دنبال داشته باشد.

کلاس‌های آمادگی دوران بارداری؛ فراتر از آموزش زایمان

وی با بیان اینکه هدف از برگزاری این کلاس‌ها صرفاً آماده‌سازی مادر برای زایمان نیست، گفت: کلاس‌های آمادگی دوران بارداری برای مادر، پدر، خانواده و حتی سایر فرزندان طراحی شده است تا خانواده بتواند با آمادگی بیشتری وارد مرحله تولد نوزاد شود و نگرانی‌های موجود کاهش یابد.

وی افزود: این کلاس‌ها در هشت جلسه برگزار می‌شود و موضوعات مختلفی از جمله تغییرات دوران بارداری، تغییرات جسمی و روان‌شناختی مادر، تغذیه، سلامت روان، ارتباط پدر و مادر با جنین، نحوه ارتباط سایر فرزندان با جنین، مسائل شایع دوران بارداری، فرآیند زایمان، روش‌های کنترل درد، مراقبت‌های پس از زایمان، مراقبت از نوزاد، تکنیک‌های تنفسی، تمرینات کششی و اصلاحی را شامل می‌شود.

سلطانی تأکید کرد: این کلاس‌ها صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه مبتنی بر رویکردهای روان‌شناختی است و فرصتی برای بیان تجربیات، احساسات و دغدغه‌های ذهنی مادران فراهم می‌کند.

بررسی دو گروه از مادران باردار در یک مطالعه مقایسه‌ای

دکتر سلطانی درباره روش انجام پژوهش اظهار کرد: در این مطالعه میزان نگرانی مرتبط با بارداری در دو گروه از زنان باردار مقایسه شد، حجم نمونه پژوهش ۱۶۰ نفر بود که ۸۰ نفر از آنان در کلاس‌های آمادگی دوران بارداری شرکت کرده بودند و ۸۰ نفر دیگر در این کلاس‌ها حضور نداشتند.

وی افزود: مادران از دو مرکز انتخاب شدند؛ یک مرکز مربوط به مادرانی بود که در کلاس‌ها شرکت نمی‌کردند و مرکز دیگر مربوط به مادرانی بود که در دوره‌های آمادگی بارداری حضور داشتند.

وی ادامه داد: برای سنجش نگرانی‌ها از پرسشنامه ۱۲ سؤالی استفاده شد که سه حوزه اصلی شامل نگرانی درباره زایمان، نگرانی درباره نوزاد، تغییرات وزن و تصویر بدنی، احساسات، هیجانات و روابط را بررسی می‌کرد.

دکتر سلطانی گفت: علاوه بر این، اطلاعات فردی، اجتماعی و باروری مادران نیز جمع‌آوری شد و به دلیل تأثیر حمایت اجتماعی بر نگرانی‌های دوران بارداری، میزان حمایت خانوادگی، حمایت همسر و حمایت افراد مهم زندگی نیز با استفاده از ابزارهای استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفت.

وی خاطرنشان کرد: تمامی این اطلاعات در هفته بیستم بارداری جمع‌آوری شد و مادرانی که در کلاس‌ها شرکت می‌کردند تا هفته سی‌وهفتم پیگیری شدند.

کاهش نگرانی مادران شرکت‌کننده در کلاس‌های آمادگی بارداری

دکتر سلطانی با اشاره به نتایج اصلی پژوهش اظهار کرد: مهم‌ترین یافته این مطالعه نشان داد شرکت در کلاس‌های آمادگی دوران بارداری با کاهش نگرانی‌های مرتبط با بارداری همراه است.

وی افزود: مادرانی که در این کلاس‌ها شرکت کرده بودند، در هفته سی‌وهفتم بارداری نگرانی کمتری درباره تولد نوزاد، سلامت نوزاد، تغییرات بدن، تصویر بدنی، احساسات، هیجانات و روابط داشتند.

دکتر سلطانی ادامه داد: کاهش نگرانی در حیطه‌های مختلف شامل نگرانی درباره فرآیند زایمان، سلامت نوزاد، تغییرات بدنی و تصویر ذهنی از بدن، فشارهای هیجانی، آشفتگی‌های روانی و نگرانی‌های مربوط به روابط و تعاملات بین فردی مشاهده شد.

وی بیان کرد: اثر شرکت در این کلاس‌ها بر نگرانی‌های مرتبط با وزن و تصویر بدنی بیشتر از سایر حوزه‌ها بود و در مجموع مشخص شد مادرانی که در این دوره‌ها شرکت می‌کنند، از هفته بیستم تا هفته سی‌وهفتم کاهش قابل توجهی در نگرانی‌های اختصاصی دوران بارداری تجربه می‌کنند.

ضرورت توسعه دسترسی مادران به کلاس‌های آمادگی بارداری

دکتر سلطانی با اشاره به پیام کلیدی این پژوهش گفت: شرکت در کلاس‌های آمادگی دوران بارداری می‌تواند با افزایش آگاهی، آمادگی روانی و شناخت بهتر فرآیند بارداری، نگرانی مادران را درباره زایمان، سلامت نوزاد، تغییرات بدن، احساسات و روابط کاهش دهد.

وی افزود: مخاطبان اصلی این پژوهش مادران باردار، خانواده‌ها، تیم سلامت، مدیران مراکز درمانی و سیاست‌گذاران نظام سلامت هستند.

دکتر سلطانی با اشاره به برخی محدودیت‌های مطالعه گفت: این پژوهش همزمان با دوران شیوع کووید-۱۹ انجام شد و رعایت پروتکل‌ها، محدودیت مراجعه حضوری و شرایط خاص آن دوره از جمله محدودیت‌های مطالعه بود ، همچنین این پژوهش یک مطالعه مداخله‌ای تصادفی نبود و مادران از طریق دو مرکز مختلف انتخاب شدند، بنابراین احتمال وجود برخی عوامل کنترل‌نشده وجود داشت.

وی ادامه داد: پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده با حجم نمونه بیشتر و در مراکز متعدد انجام شود تا امکان تعمیم نتایج افزایش یابد.

لزوم احیای نقش آموزش‌های دوران بارداری در مراکز سلامت

دکتر سلطانی با تأکید بر اهمیت توسعه این کلاس‌ها اظهار کرد: دسترسی مادران به کلاس‌های آمادگی دوران بارداری باید تقویت شود و لازم است زیرساخت‌ها، نیروی انسانی و امکانات آموزشی مورد نیاز فراهم شود.

وی افزود: پس از دوران کووید-۱۹، اجرای این کلاس‌ها در برخی مراکز کم‌رنگ شده است؛ در حالی که این آموزش‌ها باید فراتر از اطلاع‌رسانی ساده باشد و فضایی برای ارتباط مؤثر، تخلیه نگرانی‌ها و توانمندسازی مادر ایجاد کند.

وی تصریح کرد: مادر باردار نباید تصور کند این کلاس‌ها فقط برای زایمان است؛ بلکه هدف اصلی این آموزش‌ها کمک به مادر برای طی کردن یک فرآیند سالم و آرام، شناخت تغییرات بدن، ارتباط بهتر با جنین، همسر و خانواده و افزایش سلامت روان است.

آموزش دوران بارداری؛ گامی در حمایت از سلامت خانواده

دکتر سلطانی با اشاره به پیامدهای اجتماعی و سیاستی این پژوهش گفت: اجرای این برنامه‌ها نیازمند تقویت زیرساخت‌های آموزشی، افزایش دسترسی مادران باردار و ایجاد فرهنگ آموزش و خودمراقبتی پیش از زایمان است.

وی افزود: این موضوع با ارزش‌های دینی در زمینه حفظ سلامت و کرامت مادر، تحکیم بنیاد خانواده و ارتقای سلامت جسمی و روانی مادران همسو است و همچنین می‌تواند در راستای اجرای مؤثرتر قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مورد توجه قرار گیرد.

وی خاطرنشان کرد: توسعه برنامه‌های آمادگی دوران بارداری می‌تواند گامی مؤثر در ارتقای سلامت روان مادران، بهبود تجربه بارداری، افزایش آگاهی خانواده‌ها و حمایت از سیاست‌های جمعیتی و سلامت خانواده باشد.

دکتر پروانه رضا سلطانی در ادامه ارائه پیام‌های پژوهشی خود، با اشاره به یک مطالعه دیگر در حوزه مراقبت‌های پس از زایمان اظهار کرد: یکی از مشکلات شایع مادران پس از عمل سزارین، احساس نفخ و ناراحتی‌های گوارشی است که به دلیل شرایط پس از جراحی، محدودیت حرکتی و تغییرات عملکرد دستگاه گوارش می‌تواند فشار زیادی به مادر وارد کند.

وی افزود: پس از سزارین، مادر علاوه بر تحمل شرایط ناشی از جراحی، با درد و ناراحتی ناشی از نفخ نیز مواجه می‌شود و این موضوع می‌تواند حرکت کردن، راه رفتن، در آغوش گرفتن نوزاد، شیردهی، تغذیه مناسب و روند بهبودی او را تحت تأثیر قرار دهد.

وی ادامه داد: به همین دلیل، یافتن روش‌های مؤثر برای کاهش نفخ پس از سزارین می‌تواند به افزایش آسایش مادر، شروع بهتر تغذیه، تحرک بیشتر و ارتقای کیفیت مراقبت‌های پس از زایمان کمک کند.

مقایسه یک فرآورده گیاهی با داروی رایج کاهش نفخ

دکتر سلطانی با اشاره به هدف این پژوهش گفت: در این مطالعه اثربخشی کپسول رازیانه با داروی دایمتیکون که یکی از داروهای رایج مورد استفاده برای کاهش نفخ است، مقایسه شد.

وی اظهار کرد: رازیانه یکی از گیاهان شناخته‌شده‌ای است که احتمال می‌رود از طریق تنظیم حرکات روده و تأثیر بر عضلات دستگاه گوارش بتواند به کاهش نفخ کمک کند، اما با توجه به محدود بودن شواهد علمی درباره اثربخشی آن، ضرورت داشت این موضوع در قالب یک مطالعه مبتنی بر شواهد بررسی شود.

وی تأکید کرد: هدف این پژوهش، جایگزین کردن یک درمان با درمان دیگر نبود، بلکه مقایسه اثربخشی دو روش بود تا مشخص شود آیا استفاده از رازیانه می‌تواند در کنار درمان‌های رایج، گزینه‌ای قابل بررسی برای کاهش این مشکل باشد یا خیر.

انجام مطالعه بالینی در مادران پس از سزارین

وی درباره روش اجرای پژوهش گفت: این مطالعه در بخش بستری پس از سزارین و با همکاری متخصصان زنان انجام شد.

وی افزود: در این پژوهش ۸۰ مادر پس از سزارین وارد مطالعه شدند که به صورت تصادفی در دو گروه ۴۰ نفره تقسیم شدند، یک گروه کپسول رازیانه و گروه دیگر کپسول دایمتیکون دریافت کردند.

وی ادامه داد: برای حفظ اعتبار پژوهش، تخصیص گروه‌ها به صورت تصادفی و کاملاً کور انجام شد؛ به گونه‌ای که پژوهشگران و دانشجوی انجام‌دهنده مطالعه نیز از نوع داروی مصرفی افراد اطلاع نداشتند و پس از پایان تحقیق، اطلاعات مربوط به گروه‌بندی مشخص شد.

دکتر سلطانی اظهار کرد: مادران پس از شروع مصرف مایعات، حدود ۱۸ ساعت بعد از عمل سزارین، هر شش ساعت یک عدد کپسول را به مدت چهار روز دریافت کردند.

وی افزود: شدت نفخ مادران با استفاده از مقیاس دیداری صفر تا ۱۰۰ اندازه‌گیری شد و قبل از مصرف کپسول، یک ساعت بعد و شش ساعت پس از هر نوبت مصرف، میزان ناراحتی مادر ثبت شد.

رازیانه و دایمتیکون هر دو موجب کاهش نفخ شدند

دکتر سلطانی با اشاره به نتایج مطالعه گفت: یافته‌های این پژوهش نشان داد در هر دو گروه، شدت نفخ پس از درمان به شکل معناداری کاهش پیدا کرد، اما تفاوت معناداری بین میزان اثربخشی کپسول رازیانه و داروی دایمتیکون مشاهده نشد.

وی افزود: این یافته نشان می‌دهد کپسول رازیانه می‌تواند در کنار درمان‌های رایج، به عنوان یک گزینه درمانی قابل بررسی و مبتنی بر شواهد برای کاهش نفخ پس از سزارین مورد توجه قرار گیرد، اما نمی‌توان آن را جایگزین درمان‌های پزشکی دانست.

سلطانی تأکید کرد: انتخاب روش درمان باید همواره با توجه به شرایط بالینی هر فرد و بر اساس نظر پزشک و تیم درمان انجام شود.

وی گفت: بررسی روند کاهش نفخ نیز نشان داد هر دو گروه کاهش تدریجی علائم را تجربه کردند و از نوبت سوم مصرف کپسول به بعد، روند کاهش شدت نفخ بیشتر مشاهده شد.

ضرورت پرهیز از بزرگنمایی درباره درمان‌های گیاهی

دکتر سلطانی با تأکید بر اهمیت انتقال صحیح نتایج پژوهش اظهار کرد: در برخی مطالعات مربوط به داروهای گیاهی، گاهی اثربخشی‌ها بیش از اندازه برجسته می‌شود، اما در این پژوهش تلاش شد نتایج بر اساس شواهد علمی و بدون بزرگنمایی ارائه شود.

وی تصریح کرد: پیام این مطالعه این نیست که مادران پس از زایمان به صورت خودسرانه از رازیانه استفاده کنند، بلکه هدف، ارائه یک یافته علمی برای کمک به انتخاب‌های درمانی آگاهانه در کنار درمان‌های رایج است.

وی افزود: استفاده از هر دارو یا فرآورده گیاهی باید با توجه به شرایط فرد، موارد مصرف و با مشورت پزشک انجام شود و خوددرمانی می‌تواند پیامدهای نامناسبی داشته باشد.

کاربرد نتایج در ارتقای مراقبت‌های پس از زایمان

دکتر سلطانی مخاطبان اصلی این پژوهش را مادران باردار و پس از زایمان، تیم سلامت، مدیران مراکز درمانی، سیاست‌گذاران نظام سلامت، پژوهشگران و دانشجویان علوم پزشکی عنوان کرد.

وی گفت: کاهش نفخ پس از سزارین می‌تواند موجب افزایش راحتی مادر، بهبود تحرک، ارتقای تجربه پس از زایمان و کمک به ارائه مراقبت‌های بهتر شود.

وی با اشاره به محدودیت‌های مطالعه اظهار کرد: شدت نفخ بر اساس گزارش خود مادران اندازه‌گیری شد و احتمال تأثیر برداشت فردی بر نتایج وجود داشت، هرچند برای کاهش این محدودیت از ابزار استاندارد و شرایط یکسان ارزیابی استفاده شد.

ارائه شواهد علمی برای استفاده آگاهانه از فرآورده‌های گیاهی

وی در پایان گفت: این پژوهش می‌تواند با ارائه شواهد علمی، به مدیریت یکی از مشکلات شایع پس از زایمان کمک کند و زمینه استفاده آگاهانه از فرآورده‌های گیاهی را در کنار درمان‌های استاندارد فراهم سازد.

دکتر سلطانی تأکید کرد: انتقال درست پیام‌های پژوهشی اهمیت زیادی دارد؛ چراکه برداشت نادرست از نتایج ممکن است باعث شود برخی افراد تصور کنند فرآورده‌های گیاهی همیشه جایگزین درمان‌های پزشکی هستند، در حالی که هدف پژوهش، کمک به تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد و ارتقای کیفیت مراقبت‌های سلامت است.

وی افزود: این مطالعه گامی در مسیر توسعه پژوهش‌های کاربردی، حمایت از تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر شواهد و ارتقای سلامت مادران پس از زایمان محسوب می‌شود.

https://research.gums.ac.ir/neshaste_khabari1405

true
true
true
true

false