- ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
- اخبار , فرهنگی و اجتماعی , یادداشت
- کد خبر 27151
- پرینت
true
true
true
false
false
false
true
true
سایز متن /
true
کلید شهر
در ساختار هر شهر و روستا یک شبه مجلس قرار گرفته است، این مجلس محلی، همتراز با سطح همان شهر یا روستا، متشکل از چند عضو به انتخاب مردم همان شهر و به منظور : انتخاب شهردار، تصویب بودجه و نظارت بر عملکرد شهرداری پا گرفته است.
شورای شهر به بهانه آرای مردمی خود را موجه و فرا سازمانی می داند. نخبگانی برگزیده از بطن جامه، که با معاضدت رای مردم جلوس می کنند. ایشان با حضور در مراسم محلی و جلب اعتماد ریش سفیدان، بزرگان، جوانان و حتی رای اولی ها، به روی این موج حرکت می کنند و با ارائه ی رزومه ای معیوب همچون شوالیه ای سوار بر مرکب آهنین فروتنی می نمایند و با تاسی به عرق بومی و گرایش به حس هم محلی گری سعی در جلب اعتماد و کسب آرای مردم را دارند.
با گذشت چند دوره و عدم توفیق شورا ها در مسند تحول شهری و امور محوله مقصر کیست؟ آیا با ظهور شورا عملا نمی بایست موجبات انقلابی بزرگ درعرصه ی اداره شهرایجاد می شد؟ بنظر شما اگر عنوان شورا از شهر گرفته شود اتفاق خاصی می افتد؟ آیا شورا به عنوان منتخبین مردم نظارت علی(ع) گونه ای بر اداره شهر دارند؟ آیا مصوبه های شورا از آلام مردم کاسته و تحول ایجاد کرده است؟ نتیجه نظارت های شورا در شهرداری تاکنون چیست؟ چند مصوبه داشته ایم که به تغییرات اساسی در شهر منجر شده است؟ چرا صندلی شهردار، اینقدر لق است؟ چرا با وجود کم و کاستی ها، رسانه ای منتقد شورا نیست؟
امیدوارم تفکر در این سوالات و مجموعه جواب های شما بتواند در جمع های چند نفره مورد نقد و بررسی قرار گیرد و نتیجه ی این تبادل مبنای انتخاب بعدی شما باشد.
بنظر شما ملاک این انتخاب چیست؟ و چگونه می توان یک انتخاب اصلح داشت؟
شورای اسلامی شهر و روستا همانند برد تبلیغاتی آن منطقه و نماینده احاد، معرف فرهنگ و هویت مردم شهر و روستا است. شهروندان می بایست در انتخاب خود تفکر کنند تا افرادی شایسته و فارغ از دغدغه های سیاسی و شخصی را وارد شورا شوند. اینکه فلانی به توصیه، معرفی و یا رابطه فامیلی می تواند عضو خوبی باشد، اصلا صحیح نیست.
اولویت های اعتقادی، تخصص گرایی، پاکدستی، سابقه ی سفید و توانمندی در محل خدمت و یا شغل قبلی می تواند به بعنوان ملاک انتخاب یک فرد شایسته او را مطرح و وی به عنوان عضوی موفق در آینده ادامه مسیر دهد .
در گذشته کاملا ملموس است اگر عضوی از شورا، انسان صرفا خوبی باشد این خوب بودن دلیل بر موفقیت در آینده نیست. با تکیه بر تجربیاتی که طی سالهای اخیر بدست آمده است به این نکته باید توجه کرد که جسارت و برخورد قاطعانه با مسائل یک مقوله بسیار حساس و یک عدله محکم در تعیین مقام عضو شورا است.
اگر شخصی به عنوان یک گزینه مطرح شد و در پرونده خود لقب سیاستمدار را یدک می کشید از نظر بنده به هیچ وجه مناسب این سمت نیست، چرا که در جنگهای نرم محیطی، به کهنه سربازی تبدیل شده و خوب یاد گرفته است، که چطور همه را راضی نگه دارد و در وضعیت کنونی جامعه منفعت شخصی را به منافع جمع ترجیح دهد. در ضمن از قدرت سیاسی گری خود جهت نفوذ بر آرا و لابی گری استفاده کند.
یک سیاستمدار اگر قدرت اجرایی در صحنه سیاست را نداشته و بینش مستقلی از درک سیاست را در خود نپذیرفته باشد ناگزیر از مسند شورا فقط بعنوان سکوی پرتاب استفاده خواهد کرد چون در واقع ترس از دست دادن جایگاه برایش قابل تحمل نخواهد بود و به هر مصیبتی تن خواهد داد.
اگر فردی احوالاتی سست در تقابل با وسوسه های مادی داشته و نتواند هوای نفس را کنترل کند بدون شک قدرت امانت داری و حفاظت از بیت المال را نخواهد داشت. رانت، رشوه و مفهوم زیر میزی جای خود را به سلامت، دیانت و وجدان خواهند داد. حتی باعث سرایت آن به اطرافیان خواهد شد و محل فساد می گردد.
نکته دیگر پشتوانه فرهنگی و آشنایی با آداب و رسوم است اگر فرد پیشنهادی به موارد اشاره شده مسلط، معتقد و مقید نباشد، فاجعه ای خاموش رخ خواهد داد حیثیت فرهنگی مردم نادیده گرفته خواهد شد و ارزش های بومی کمرنگ می گردد بخصوص اینکه اعتقاد مذهبی در منطقه پیشینه ای بسیار داشته و تمدن اسلامی با مردم انس دارد.
ذات یک مدیر موفق و تحول پذیر باعث می گردد تا جمع چند نفره شورا در کنار هم به نتایج خوبی برسند و ایده های نابی متبلور شوند و این در همه ی انتخاب ها موثر است چون بقولی یک دست صدا ندارد . این شاخصه می بایست در تک تک اعضا وجود داشته باشد تا اندیشه های نو پا بگیرند و به جمع بندی درست و بالنده شکوفا برسد.
تفکر اثر پذیری و روحیه ی همفکری با دیگرنخبگان می تواند شورا را مردمی تر کند. جلسات هم اندیشی، علت یابی، نقد ها و بررسی در ایجاد یک جو صمیمی نقش بسزایی دارد . مسلما شورایی که اهل شور کردن است موفق تر خواهد شد.
وعده های پوچ و تو خالی می تواند علت فروپاشی اعتماد مردم شود. حباب حرف ها و وعده های تحقق نیافتی همچون موریانه ای پایه های خانه را متلاشی می کند. چه بسا مهر پایان برای همیشه به داستان نامزدی شورا باشد.
بنابراین هردستی امانت دار خوبی برای کلید شهر نیست. در این میان تصمیم نهاد های نظارتی و تایید صلاحیت بسیار مهم است و نباید قصوری در این مورد صورت پذیرد و در گزینش های اولیه می بایست مسائل مهم و پایه مد نظر قرار گیرد. در مرحله بعد تعرفه کاندید های مورد نظر و فراهم آوردن شرایط سالم و مساوی رقابت در یک چهارچوب قانونمند مدیریت گردد و از هر گونه تخلفی در همان ابتدای امر جلوگیری بعمل آورده شود زیرا اگر بواسطه کارشکنی و دور زدن قانون کسی وارد شود در صدد براوردن نیازها و جبران ضرر های مسیر طی شده خواهد بود. چه خوب است مردم بعنوان تصمیم گیرنده اصلی بر مبنای شایسته سالاری فرد امین خود را در لباس منتخب به ساختمان شورا بسپارند و هویت شهر خود را حفظ کنند و ترجیح دهند تا قانون برای همه به تساوی اجرا شود و برای افرادی خاص و لیدر های خرده پای شهر راههای قانون گریزی هموار نگردد. سرمایه های مردمی مسیر درست را طی کنند و مسئولین دلسوز امور را در دست گیرند مسئولینی که با خلوص نیت تنه انقلاب را آبیاری کنند.
یادداشت ازمرتضی دیباج فعال رسانه
true
true
https://lijaar.ir/?p=27151
true
true



