×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۲۶ تیر - ۱۴۰۵  
true
true
فرمانروایِ خلوت‌هایِ خاک‌گرفته؛ روایتی از قابِ ساده‌ی رهبری

یادداشت:سمانه رضای حقدوست

گاهی در حرفه‌ی خبرنگاری، سوژه‌ها آنقدر بزرگ و دور از دسترس به نظر می‌رسند که گویی باید با لنزهای تله‌فوتو به دنبال حقیقت‌شان گشت. اما حقیقتِ سیره «رهبر شهید» [سیدعلی خامنه‌ای] در یک قابِ کلوزآپ (نمای نزدیک) خلاصه می‌شد: روی صندلی‌ای ساده، کنارِ قفسه‌هایی که بویِ کتاب‌های کهنه‌ی در حال مطالعه می‌داد.

برای من که بارها و بارها تصاویرِ اتاق کارِ ایشان را در آرشیوها بررسی کرده‌ام، سؤال اصلی نه سیاست‌های کلان، که این بود: چگونه می‌توان در مرکزِ دایره‌ی قدرت بود و به هیچ‌چیز تعلق نداشت؟

اخلاقِ «گوش دادن»:
بزرگترین درسِ اخلاقی که من از سیره‌ی ایشان در گزارش‌هایم دریافت کردم، نه در خطبه‌های بلند، که در «حالتِ چهره‌ی ایشان هنگامِ شنیدنِ گلایه» بود. آن لبخندِ صبورانه در برابرِ تندترین نقدها، یک تکنیکِ رسانه‌ای نبود؛ یک باورِ عمیق بود که «حقیقت» می‌تواند در دهانِ یک منتقدِ ساده نهفته باشد. ایشان در اخلاقِ سیاسی، یک «شنونده‌ی صبور» بود؛ چیزی که در دنیایِ امروز، کیمیایی نایاب است.

عبادتِ «به وقتِ نیاز»:
سیره‌ی عبادیِ ایشان برای من، یک «استراتژیِ بقا» بود. در دنیای سیاست، فشارها آنقدر سنگین است که اگر قلبی به ریسمانِ سحر متصل نباشد، فرو می‌ریزد. اینکه ایشان در اوجِ بحران‌های منطقه‌ای، دست از تلاوتِ صحیفه‌ی سجادیه نمی‌کشید، به این معنا بود که ایشان «منبعِ انرژی» خود را از جای دیگری تأمین می‌کرد. او به ما یاد داد که سیاست‌مدارِ بدونِ خلوت، سیاست‌مدارِ بدونِ روح است.

سبک زندگی: شکوهِ سادگی در عصرِ تجمّل
به یاد دارم در تحلیل‌هایم می‌نوشتم که «ساده‌زیستی» ایشان یک شعارِ حکومتی نیست؛ یک «سبکِ زندگیِ انتخاب‌شده» است. کسی که می‌تواند در اوجِ تشریفاتِ قدرت، همچنان همان غذایِ ساده‌ی خانگی را بخورد و در اتاقی زندگی کند که دیوارهایش رنگِ تجمّل را به خود ندیده، یعنی «آزادترین» فردِ یک جامعه است. این سبک زندگی، قدرتمندترین پیام برای نسلی بود کهگاهی گمراه در مسیرِ مصرف‌گرایی، به دنبالِ الگو می‌گردد.

سخنِ آخر:
رهبرِ شهید، به ما خبرنگاران یاد داد که «قلم» تنها ابزار نیست؛ امانت است. او با زندگیِ خود، معنایِ «مردِ میدان» را بازتعریف کرد: مردِ میدان، نه فقط کسی که در جبهه‌ی نبرد است، بلکه کسی است که در جبهه‌ی «اخلاق»، «سادگی» و «عبادت»، سنگر را رها نمی‌کند.

او رفت، اما آن میزِ ساده، آن کتاب‌های باز، و آن خلوت‌هایِ شبانه، همچنان برایِ ما «خبر» است؛ خبری که نه در خبرگزاری‌ها، که در «جان» باید روایت شود.

true
true
true
true

false