- 21 ژانویه 2026
- اخبار , فرهنگی و اجتماعی , یادداشت
- کد خبر 94439
- پرینت
سایز متن /
یادداشت؛ محمد صادق رجبی ماتک
برف آمد، برق رفت، درس ماند: ویرانی زیرساخت، مرهم درد مردم نیست
وقتی چراغها خاموش میشود: درس همدلی در آزمون برف و تاریکی
اول بهمن، لحظهای که برف آرام گیلان را سفیدپوش کرد، اما زندگی هزاران خانواده را در سکوت و تاریکی فروبرد. آسیبی ساده به یک دکل برق، کافی بود تا زنجیرهای از ناآرامی آغاز شود: حدود ۵۰ هزار خانه بینور، تصفیهخانه آب از مدار خارج، خیابانها در تاریکی و چهارراهها در سردرگمی.
در این شرایط، مهمترین درس نه از کتابها، که از زندگی به ما داده شد: شهر، موجود زندهای است که نفسش در گرو امنیت و خدمات روزمره است.
درسی که برف به ما داد
وقتی ترافیک سنگین میشود و چراغ راهنما کار نمیکند، چشمهای ما به دنبال کدام نشانه میگردد؟ پلیس.
وقتی خانه در تاریکی فرو میرود، امید ما به کیست؟ کارگران برق.
وقتی شیر آب خشک میشود، نجاتبخش ما کیست؟ متخصصان آب.
اینها ستونهای خاموش جامعه ما هستند. ستونهایی که هر روز آنها را میبینیم اما ارزش واقعیشان را فقط در روزهای بحران درک میکنیم.
اعتراض: حق مسلم، اما مرزهای اخلاقی
هر جامعه زندهای حق دارد خواستههایش را فریاد بزند. اما آیا فریادمان باید چراغ خانه همسایه را خاموش کند؟ آیا حق داریم برای بیان خشم، پاسگاه پلیس و مامورانش و یا اداره برق و کارکنانش را به آتش بکشیم؟ آیا مجازیم امنیت عمومی را قربانی اعتراض شخصی کنیم؟
اعتراض مسئولانه، مانند نامهای محکم اما متمدن است که دست نویسنده را نمیسوزاند. اعتراض ویرانگر، مانند آتشی است که اول خانه خودمان را میسوزاند.
بدانیم که ویرانی اداره برق، درد پدر سالخوردهای که دستگاه اکسیژنش نیاز به برق دارد را درمان نمیکند. سوختن بانک، شکم کودک گرسنهای را سیر نمیکند. امنیت شهر، پیشنیاز هرگونه بهبود و تغییر است.
آیندهای که باید با هم بسازیم
برف گیلان رفت، اما درسش باید بماند: هیچ اعتراضی، هیچ خشمی، هیچ تغییری ارزش نابودی زیرساختهای حیاتی شهر و استان و کشور را ندارد. ویرانی امروز، فردای بهتری نمیسازد.
ما مسئولیم خواستههایمان را مطرح کنیم اما حریم امنیت عمومی را نگه داریم.
مسئولان نیز مسئولند با گوشهای باز، قلبهای پذیرا و دستان عملگرا، چنان پاسخگوی مطالبات باشند که هیچ بهانهای برای خشونت باقی نماند.



