×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۰ فروردین - ۱۳۹۹  
true
true
وصاياي سردار شهيد مهدي خوش سيرت

مهدی خوش سیرت در سال ۱۳۳۹ در شهرستان آستانه اشرفیه دیده به جهان گشود. در دوره سربازی عضو بسیج شد. در زمان حضورش در جبهه ها هميشه تلاش داشت در عمليات ها شركت كند. او در عملياتهاي طريق القدس، فتح المبين ، بيت المقدس ، فتح خرمشهر، رمضان، مسلم ابن عقيل ، محرم ، والفجر۴، والفجر۶، هور العظيم ، قدس ، بدر ، والفجر۸ ، كربلاي۲ ، كربلاي۵ ، ونصر۴ حضور داشت. او در عمليات نصر ۴ – فتح ماووت عراق در تاریخ ۶/۴/۱۳۶۶ به دعوت حق لبیک گفت و به دیدار معبودش شتافت.

منبع ؛ نوید شاهد: خدايا عمري است كه بر من گذشت ولي من از خود نگذشتم و در مدت حيات بارها خودم را ديدم و پسنديدم و تو را اي خداي مهربان فراموش كردم. خدايا هر روز و هر لحظه از حياتم، بركات رحمتت از بالا بر من و ما فرود آمد ولي جواب اين خوبي ها را من به بدي پاسخ دادم.

و از همه دوستانم مي خواهم كه بندگي خود را به خدا در عمل ثابت كنند و وفاداري خود را به امام و انقلاب تا حد نثار جان خود به اثبات رسانند و كسي سنگ دوستي مرا به سينه نزند جز در لباس جهاد و تقوي.
وداع (۱)
اَلَا وَ اِنَّ اليَوْمَ الْمِضْمَارُ وَ غَداً السِّباقُ وَ السَّبَقَهُ الجَنَّهُ وَ الْغايَهُ النّارُ
آگاه باشيد امروز روز آمادگي و آماده شدن است و فردا هنگام سبقت و پيشي گرفتن، بهشت جايزه برندگان مسابقه و پايان كار (عقب ماندگان مسابقه) دوزخ مي باشد. (نهج البلاغه)
بنام خداوند بزرگ كه به بزرگي و وحدانيت خودش بر همه ما منت نهاد و حيات ما را در فضاي روحاني جمهوري اسلامي ايران مقدر گردانيد.
خدايا عمري است كه بر من گذشت ولي من از خود نگذشتم و در مدت حيات بارها خودم را ديدم و پسنديدم و تو را اي خداي مهربان فراموش كردم. خدايا هر روز و هر لحظه از حياتم، بركات رحمتت از بالا بر من و ما فرود آمد ولي جواب اين خوبي ها را من به بدي پاسخ دادم.
اي خداي مهربان!
مدت ها بود كه غافل و بي خبر از خودم بودم و هم تو كرم كردي و آن زمان بود كه تازه فهميدم كه اي واي چه كردم و چگونه به دست خودم فرداي خود را به سياهي و تباهي كشاندم و آنجا بود كه جبران آن را بر خود دشوار و سخت ديدم و باز هم لطف تو به دادم رسيد و باب توبه وبازگشت را جلوي راهم نمايان كرد.
چه مي گويم! نه اين كه نشانم دادي بلكه مرا دعوت نمودي و گفتي: «اگر برگردي به سوي من نه اينكه مي پذيرم تو را، بلكه دوستت خواهم داشت. » حال اي خداي مهربانم، عاصيم، گمراهم، آلوده ام … و با همه بي آبرويي خود به سوي تو برگشتم و واسطه اي ندارم، به همه بدي كردم و از خودم رنجاندم و اينك جز لطف و كرم تو واسطه اي نمي يابم. پس اي خداي مهربان مرا پذيرا باش و در درياي رحمت و كرم خود، مرا غرق كن تا نجاتم دهي.
خدايا!
اينك كه لحظاتي بيش به عمليات نمانده است، بغض گلويم را گرفتم و نمي دانم چه اشكي بريزم.
خدايا!
اشك ندامت و شرمندگي بر گونه ام روان است و در حالي كه مقربان صالح درگاهت در اين زمان ها كه لحظه وصل است اشك شوق (شوق وصال محبوب) مي ريزند.
خدايا! فردايم چگونه است،
خدايا! روز حساب چه بر من مقدر كرده اي،
خدايا! با اين آلودگي و روسياهي شرم دارم كه در پيشگاه تو حاضر شوم براي حساب و بازپرسي، پس اي مهربان ترين مهربانان مرا به كرم خود ببخش و رسوايم مگردان.
خداوندا!
اينك كه مدت ۵ سال و اندي از عمر اين جهاد مقدس مي گذرد، بجز عده قليلي از دوستان كسي را با خود در سنگر نمي بينم زيرا عده اي به لقاي تو آمدند و عده اي بر روي تخت هاي بيمارستان و منزل بستري هستند و عده اي نيز با توجيهات مختلف خودر ا به كارهاي پشت جبهه مشغول نموده اند و درد من از گروه سوم است كه دلم را چركين كرده است و گويا اصلاً در اين دنيا نيستند و فرياد استمدادطلبي انقلاب را از حلقوم امام نمي شنوند.
خدايا! تو خودت به كرم خود دل ها و گوش هايشان را بيدار و بينا و شنوا گردان و توفيق پوشيدن لباس رزم مجاهدانت را به آنان بده.
پدرم و مادرم و همه اعضاي خانواده!
مفتخر و خرسند باشيد كه امروز خداوند به شماها افتخار مي كند و اگر در طي اين راه مقدس خونم بر زمين ريخت و به رود پرخروش شاهدان پيوست، پس طوبي لكم (خوشا به حال شما) كه خود را با زهرا(س) همدرد كرديد و من هم آنوقت روحم در آرامش است كه طوري زندگي كنيد كه انگار فرزندي به انقلاب تقديم نگرديده و هميشه خود را بدهكار انقلاب و اسلام و امام بدانيد. و از زحمات جانفرساي شما كه در حقم نموديد از خداوند برايتان طلب اجر و مغفرت دارم و از برادرانم نيز عاجزانه درخواست دارم كه با سلاح تقوي و صبر خادم انقلاب باشند و از مواضع تفرقه دوري كنند. و از خواهرانم مسئلت دارم كه در كردار و افعال خود به زينب(س) اقتداء كنند و در امر جهاد بي تفاوت نباشند.
از برادرم محمد نيز كمال تشكر را دارم و تقاضامندم كه هيچ وقت پدر و مادر خود را از مهرباني وحمايت خود بي نصيب مگرداند.
و از همه دوستانم مي خواهم كه بندگي خود را به خدا در عمل ثابت كنند و وفاداري خود را به امام و انقلاب تا حد نثار جان خود به اثبات رسانند و كسي سنگ دوستي مرا به سينه نزند جز در لباس جهاد و تقوي. اي عزيزاني كه زير تابوت مرا گرفته ايد و قدم در گورستان آستانه نهاده ايد، از عاقبت كساني كه در اطراف تان در زير زمين پوسيده اند عبرت بگيريد. دلتان را از علائق بر كنيد كه روزي شما نيز به آنان ملحق خواهيد شد.
اي قهرمانان انقلاب، امت اسلامي آستانه! از كساني كه خود را در صحنه انقلاب دايه هاي مهربان تر از مادر مي دانند بترسيد و بر حذر باشيد.
همس
رم! حلم و بردباري را در خود تقويت كن، اگر موفق به اين كار شدي هيچ وقت حوادث زندگي از راه تو را به در نخواهد كرد؛ در مقابل خطاي انسان ها حليم باش و در مقابل كم محبتي ها، تو مهربانتر باش.
قرآن مي فرمايد: كه از خصوصيات بندگان خوب خدا اين است كه در زمين با تواضع راه مي روند و از خطاي انسان هاي جاهل با سلامتي گذشت مي كنند. «و عبادالرحمن الذين يمشون علي الرض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما» فرقان ۶۲
همسرم!
اگر مي خواهي خدا از تو راضي باشد! بايد در راهش حرف ها و طعنه ها و ملامت ها را به جان خريدار باشي و در اين راه از خود خدا كمك بخواه و بدان كه هر انساني سرنوشتي دارد كه هيچ چيز نمي تواند آن را تغيير دهد. و اگر فرزندي خداوند نصيب مان كرد، خوب از او مواظبت كن و او را اهل قرآن و مومن و مجاهد پرورش ده، حال اگر پسر شد در سنگر نبرد و اگر دختر شد در سنگر عفاف و صبر.
اگر تقدير بر رفتن من از دنيا باشد در تنهايي خود تكيه بر خداي كن و طوري زندگي كن كه خداوند را از خود راضي كني.
والسلام
وعده ملاقات ما در قيامت
گناهكار جبهه ها مهدي خوش سيرت
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي(عج) حتي كنار مهدي(عج) خميني را نگهدار.

از وصاياي سردار شهيد مهدي خوش سيرت
رابطه خود را با همديگر قوي كنيد؛ و همه پشتيبان انقلاب و شكرگزار نعمت خدا باشيد. سلام بر شما امت دلاور و قهرمان، و درود بر شما امت مظلوم كه همه چيز خود را براي اين انقلاب و اسلام فدا نموديد. سلام بر شما خانواده عزيزم، پدرم و مادر داغ ديده ام،
به قربان صبرت اي مادر،
سلام بر خواهرانم، برادرانم،
سلام بر شما از من گناهكار،
از من غريب و از من دردمند.
شما خودتان بهتر مرا مي شناسيد، مي دانيد كه چند سال است پشت سر هم هجران دوستان دلم را داغدار كرده است. شما مي دانيد كه شهادت رضا و حسين و شهادت شهداي كربلاي ۲ بر من بدبخت چه ها وارد كرده است.
عزيزان من!
مي دانم بر شما نيز مشكل است؛ اما چه كنم! خواست خدا هر چه باشد، همان است.
عزيزان من!
دعا كنيد خدا مرا قبول كند و در صف شهدا قرار بدهد.
خدا شاهد است كه شماها را خيلي دوست دارم. بيشتر از آنچه شما فكرش را بكنيد، اما اين دوستي عامل دوري از هدفم نبايد باشد و نيست. فقط از شما مي خواهم به عنوان فرزندي كوچك، مشكلاتم را تحمل كنيد. گريه كنيد، ناله كنيد، اما شكر خداوند را نيز بجا آوريد. شما هر چه داغدارتر بشويد دعاهايتان پيش خدا مستجاب تر است. دعا كنيد خدا روز قيامت مرا به پاي ميز محاكمه نكشاند؛ اعمال مرا به رخم نكشد كه بدبخت خواهم شد.
فقط يك مطلب از شما مي خواهم كه به عبادت خود بيشتر بپردازيد، به فكر خدا باشيد. دنيا را دنياي ابدي و ماندني ندانيد. هيچ كس در دنيا نماند و شما نيز در دنيا نخواهيد ماند. پس عمري را كه باقي داريد در راه بندگي خدا صرف كنيد. پيش مردم سربلند باشيد نه مغرور.
خداوند مي داند علاقه اي كه به شماها پدر، مادر، همسر، برادران و خواهرانم دارم فقط به خاطر خداست. اگر فيض شهادت نصيبم شد مطمئن باشيد به آرزو و كامم رسيده ام. شما سعي كنيد با صبر و تحمل به همديگر مهربانتر شويد.
عزيزان من!
رابطه خود را با همديگر قوي كنيد؛ و همه پشتيبان انقلاب و شكرگزار نعمت خدا باشيد. و در پايان سخني با دوستانم! شماهايي كه يادگار شهدا هستيد! يادگار كروبي ها، زعيمي ها، قنبري ها، حسين زاده ها، حلوايي ها، و شكرگزارها هستيد. و همه بچه هايي كه رفتند، شما بازماندگان آنها هستيد.
سعي كنيد با علاقه به همديگر و محبت به همديگر در راه خدا گام برداريد و هيچگاه از خدمت به انقلاب و از ايثار نسبت به اسلام و انقلاب دور نشويد. سعي كنيد شعار ندهيد و آن چيزي كه مي گوييد در عمل پياده كنيد. و دعا كنيد خدا مرا در صف شهدا قرار دهد. و به خانواده شهدا سركشي كنيد. و خداوند انشاءالله به بركت حسين زهرا(ع) عزيزان ما را پيروز گرداند و به شما نيز صبر بدهد.
الهي عاملنا بفضلك و جودك و كرمك و لا تعاملنا بعدلك يا كريم.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته

true
true
true
true

false